بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
مقدمهء مصحح 64
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
نزديك بمحصّل اين گفتار كلماتى دارد طالب تحقيق خودش رجوع كند زيرا خوض در اين مطلب خارج از مقصود اصلى ماست . بارى بلطف خداى و بتوفيق وى ابهام متوهّم در تعدّد قطب الدين و بهاء الدين بر طرف شد . امّا احتمال اينكه بهاء الدين و قطب الدين با هم برادر باشند بعيد است مخصوصا بعد از اين بيانات كه بوسيلهء آنها مدعاى اتحاد آفتابى گشت و الحمد للَّه على ذلك . مذاق و مشرب مفسر ( ره ) در اين تفسير خود از ملاحظهء سراسر اين تفسير به خوبى بر ميآيد كه مفسر ( ره ) از ناشرين احاديث و اخبار مأثوره از ائمهء اطهار عليهم السلام بوده و در اين امر بطورى تعبد و تصلب و تعصب و ثبات قدم و رسوخ عقيده داشته كه در تفسير آيات بدون مراجعه بروايات گامى برنداشته و قدمى فراتر نگذاشته است و در برابر كلمات حضرات معصومين عليهم السلام چنان خاضع و خاشع و مطيع و منقاد است كه با دسترسى به آنها به زير بار قبول اقوال و بيانات ديگران كائنا من كان به هيچ وجه نميرود . اگر چه به اين مطلب در اول تفسير خود اشاره نكرده است ليكن در موارد بسيار از مطاوى آن به اين مدعا تصريح نموده است مثلا در تفسير سورهء « تغابن » نسبت بتفسير [ النور ] واقع در آيهء فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا گفته : آيهء 7 « تفسير نور به قرآن صامت موافق تفاسير مشهوره بين العوام است و اما بنا بر تفسير اهل بيت طيبين و طاهرين سلام اللَّه عليهم اجمعين مراد از [ نور ] قرآن ناطق است كه آن امير - المؤمنين و ائمهء معصوميناند صلوات اللَّه عليه و آله أجمعين چنانچه ابو خالد كابلى گويد كه از حضرت أبى جعفر الباقر عليه السلام ، الحديث » .